پرسش :

با توجه به اين كه‌، قرآن كريم‌، همواره از "آسمان‌" به صورت جمع تعبير مي‌فرمايد، برخلاف "زمين‌" كه هميشه به صورت مفرد آورده شده‌، مثل "خَلَق‌َ السَّمَـَوَ َت‌ِ وَ الاْ َرْض‌"(ابراهيم‌،32)، الف‌) آيا آسمان‌هاي هفت گانه‌، بر روي يكديگر قرار دارند؟ ب‌) آيا جنس آسمان‌هاي ديگر نيز، "مادي‌" است‌؟ و آيا آسمان هفتم نيز ابتدأ و انتهایی دارند؟


شرح پرسش :
پاسخ :
ذكر چند نكته‌، قبل از پرداختن به اصل پاسخ‌، ضروري است‌:
1. بدون شك‌، قرآن كريم‌، كتاب "رشد" و "هدايت‌" مردم است‌.(نظر كنيد به (جن‌،2); (نحل‌،89).)
اگر در قرآن‌، از آفرينش جهان و انواع آفريده‌ها، سخني ذكر شده‌، براي آگاهي بخشيدن و رهنمون شدن انسان‌، به سِتُرگي و عظمت الهي در آفرينش خداوندي مي‌باشد، تا يادآوري آن انگيزه‌اي براي شكر و معرفت و حق‌شناسي بيشتر، نسبت به حضرت حق باشد، تا از اين طريق‌، آنچه را كه بشر در راه تكامل حقيقي (= تقرب به خداوند) نياز دارد، به او بياموزد والاّ هرگز قرآن كريم‌، كتاب فيزيك و يا كيهان‌شناسي و... نبوده و در صدد حل‌ّ و يا بيان مسايل علوم تجربي و امثال آن‌، نمي‌باشد; پس اوّلاً: از قرآن‌، انتظار بيان همه واقعيات طبيعي را نبايد داشت‌; ثانياً: از تطبيق "فرضيه‌هاي‌" نااستوار علوم ديگر، بر قرآن كريم بايد پرهيز نمود.(ر.ك‌: معارف قرآن‌، آيت الله مصباح يزدي‌، ج 1ـ3، ص 225، مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني‌;، تفسير تسنيم‌، آيت الله جوادي آملي‌، ج 2، ص 610 و 627، مركز نشر اسرأ.)
2. واژة "سمأ" (آسمان‌)، در قرآن كريم‌، به دو صورت مفرد و جمع‌، بكار رفته است‌.(نظر كنيد به‌: (ص‌،27); (زمر،21); (بقره‌،22) و... .) هر چند كه در اغلب آيه‌هايي كه سخن از خلقت آسمان و زمين است‌، آسمان به صورت جمع (سمَوات‌) آمده است‌.
3. واژة "ارض‌"، در قرآن كريم‌، همواره به صورت مفرد آمده كه اين خود دلالت بر يكي بودن زمين مي‌كند، و تنها در يك آيه‌، احتمال تعدد زمين‌، به چشم مي‌خورد، آن جا كه مي‌فرمايد: "اللَّه‌ُ الَّذِي خَلَق‌َ سَبْع‌َ سَمَـَوَ َت‌ٍ وَ مِن‌َ الاْ ?َرْض‌ِ مِثْلَهُن‌َّ;(طلاق‌،12)، خداوند همان كسي است كه هفت آسمان را آفريد، و از زمين نيز همانند آنها را". البته در برخي از روايات و ادعيه معصومين‌: تعبير "ارضين السبع‌" آمده است‌. بر طبق روايتي‌، از امام رضا7 پرسيدند از معناي آية "وَ السَّمَآءِ ذَات‌ِ الْحُبُك;(ذاريات‌،7)، قسم به آسمان كه داراي چين و شكن‌هاي زيباست‌". حضرت در پاسخ‌، ابتدا كف دست چپ خود را باز كرده و دست راست را در آن قرار دادند و فرمودند: "اين زمين دنياست و آسمان دنيا بر بالاي زمين قبه‌اي است‌"; سپس دست چپ را بالاي دست راست قرار داده و فرمودند: "بالاي آسمان اوّل زمين دوم و بالاي زمين دوم آسمان دوم به شكل قبّه‌اي است‌." و همين طور تا هفت زمين و هفت آسمان را شمردند.(تفسير نورالثقلين‌، ابن جمعه الحويزي‌، ج 5، ص 366، ح 91، اسماعيليان / ر.ك‌: تفسر تسنيم‌، همان‌، ج 2، ص 616 / ترجمة تفسير الميزان‌، علامه طباطبائي‌;، (ترجمة استاد محمد باقر موسوي همداني‌)، ج 19، ص 659، بنياد علمي و فكري علامه طباطبائي‌.)
بنابراين‌، شايد بتوان گفت كه زمين‌هاي هفت گانه در برابر آسمان‌هاي هفت گانه وجود دارد و اين به معناي "اقليم‌هاي هفت گانه‌" در گذشته و جديد و يا "طبقات هفت گانه‌" زمين يگانه‌، نمي‌باشد.(ر.ك‌: تفسير تسنيم‌، همان‌، ج 2، ص 616 / تفسير نمونه‌، آيت الله مكارم شيرازي و ديگران‌، ج 24، ص 261، دارالكتب الاسلامية / معارف قرآن‌، همان‌، ج 1ـ3، ص 240.)
پاسخ الف‌): قرآن كريم‌، در دو مورد، آسمان‌هاي هفت گانه را با تعبير "طباق‌" (طبقه طبقه‌) معرفي كرده و مي‌فرمايد: "الَّذِي خَلَق‌َ سَبْع‌َ سَمَـَوَ َت‌ٍ طِبَاقًا;(ملك‌،7)، (خداوند) همان كسي است كه هفت آسمان را بر فراز يك‌ديگر آفريد." و در آيه‌اي ديگر مي‌فرمايد: "آيا نمي‌دانيد چگونه خداوند هفت آسمان را يكي بالاي ديگري آفريده است‌؟!"(نوح‌،15)(نظر كنيد به‌: (مؤمنون‌،17).)، از ظاهر اين آيات استفاده مي‌شود كه آسمان‌ها فوق يكديگر بوده و طبقه طبقه مي‌باشند. البته آسمان‌هاي هفت گانه‌، غير از هفت آسمان هيئت پيشينيان است كه قائل به نُه فلك بودند; چون با توجه به آيه‌اي ديگر كه مي‌فرمايد; "إِنَّا زَيَّنَّا السَّمَآءَ الدُّنْيَا بِزِينَة‌ٍ الْكَوَاكِب‌;(صافات‌،6) ما آسمان نزديك (آسمان اول‌) را با كواكب و ستارگان زينت بخشيديم‌.(نظر كنيد به‌: (فصلت / ، 12).) روشن مي‌شود كه آن چه ما مي‌بينيم با چشم مسلح و غيرمسلح‌، از ستارگان ثابت و سيّار. و آن چه كه علم و دانش بشر به آن احاطه دارد، همگي مربوط به آسمان اول است و ماوراي اين سيّارات و ثوابت و كرات و كهكشان‌ها، شش عالم ديگر وجود دارد كه فعلاً از دسترس علم ما بيرون است و در موقعيت و كيفيت آن آسمان‌هاي ديگر، در قرآن كريم چيزي بطور صريح‌، بيان نشده است‌.(ر.ك‌: تفسير تسنيم‌، همان‌، ج 2، ص 615 / تفسير نمونه‌، همان‌، ج 1، ص 165 و ج 14، ص 216; ج 25، ص 75 / معارف قرآن‌، همان‌، ج 1ـ3، ص 244.)
پاسخ ب‌): خداوند متعال‌، درباره آغاز آفرينش آسمان‌ها و زمين‌، چنين فرموده‌: "ثُم‌َّ اسْتَوَي‌ََّ إِلَي السَّمَآءِ وَ هِي‌َ دُخَان‌ٌ فَقَال‌َ لَهَا وَ لِلاْ ?َرْض‌ِ ائْتِيَا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا قَالَتَآ أَتَيْنَا طَـآغ‌عِين # فَقَضَغهُن‌َّ سَبْع‌َ سَمَـَوَات‌ٍ فِي يَوْمَيْن‌ِ وَ أَوْحَي‌َ فِي كُل‌ِّ سَمَآءٍ أَمْرَهَا وَ زَيَّنَّا السَّمَآءَ الدُّنْيَا بِمَصَـَبِيح‌...;(فصلت‌،11و12)، سپس به آفرينش آسمان پرداخت‌، در حالي كه به صورت دود بود; به آن و به زمين دستور داد; "به وجود آييد (و شكل گيريد)، خواه از روي اطاعت و خواه اكراه‌!" آنها گفتند: "ما از روي طاعت مي‌آييم (و شكل مي‌گيريم‌") در اين هنگام آنها را به صورت هفت آسمان در دو روز آفريد، و در هر آسماني كار آن (آسمان‌) را وحي (و مقرّر) فرموده و آسمان پايين را با چراغ‌هايي ]= ستارگان‌[ زينت بخشيديم‌."
و در آيه‌اي ديگر، در اين مورد مي‌فرمايد: "آيا كافران نديدند كه آسمان‌ها و زمين به هم پيوسته بودند، و ما آنها را از يكديگر باز كرديم و هر چيز زنده‌اي را از آب قرار داديم‌؟! آيا ايمان نمي‌آورند؟! (انبيأ،30)
از اين آيات استفاده مي‌شود كه آسمان‌هاي هفت‌گانه‌، در آغاز وحدت داشته و به صورت دود (دخان‌) و به عبارتي گاز بوده‌اند و خداوند متعال‌، آن را به صورت هفت موجود (آسمان‌هاي هفت گانه‌) درآورد و بديهي است كه "دخان‌" كه عنصر اصلي و اوليه آفرينش آسمان‌ها است "مادي‌" است پس مي‌توان ادعا كرد كه "سمَوَت سبع‌" نيز مادي و جسماني است‌.(ر.ك‌: تفسير الميزان‌، علامه طباطبائي‌; ج 17، ص 369، اسماعيليان / ترجمة تفسير الميزان‌، (مترجم‌، محمد جواد حجتي كرماني‌)، ج 10، ص 237.) آخرين تحقيقات علمي دانشمندان در مورد آغاز آفرينش آسمان دنيا (اول‌)، با مطلب فوق هماهنگ است‌; بر طبق نظر آنان اين جهان به صورت توده واحد عظيمي از بخار سوزان بوده‌، كه در اثر انفجارات دروني و حركت‌، كواكب و ستارها و منظومه شمسي به وجود آمده‌.(ر.ك‌: تفسير نمونه‌، همان‌، ج 13، ص 394 و ج 20، ص 228.)
نكته قابل توجه اينكه‌: مادي بودن آسمان‌هاي هفت‌گانه‌اي كه در قرآن در كنار "زمين‌" به كار رفته دليل بر اين مطلب نيست كه واژة "سمأ" در قرآن به معناي مادي باشد، بلكه به جهت علّو در مرتبه و موجود عالي‌، واژة، "سمأ" بكار گرفته شد; زيرا ريشه اين واژه (سمو) به معناي اعلي است‌.(ر.ك‌: مفردات الفاظ قرآن‌، الراغب الاصفهاني‌، ص 427، دارالقلم‌.)
مثلاً خداوند متعال مي‌فرمايد:
"عيسي بن مريم عرض كرد: "خداوندا! پروردگارا! از آسمان مائده‌اي بر ما بفرست‌، تا براي اوّل و آخر ما عيدي باشد." (مائده‌،114)، و در آيه‌اي ديگر مي‌فرمايد: "(خداوند) امور اين جهان را از آسمان به سوي زمين تدبير مي‌كند." (سجده‌،5)، بنابراين‌، "سمأ" در اين گونه آيه‌ها، آسمان جسماني نيست‌، بلكه همان عالم مجردي است كه خزائن همه چيز در آن‌جا است‌.(ر.ك‌: معارف قرآن‌، همان‌، ج 1ـ3، ص 235.)
نكته پاياني‌: بعد از روشن شدن "جسماني و مادّي‌" بودن آسمان‌ها هفت‌گانه‌، بديهي است كه يكي از خواص ماده‌، محدوديت و متناهي بودن است‌، بنابر آن آسمان هفتم با تمام عظمتش محدود بوده و ابتدا و انتهايي دارد. گرچه ما از وسعت آن‌، بي‌خبر هستيم‌.
eporsesh.com